آموزش بکارگیری قدرت های نهفته در انسان

برای به آرامش رسیدن ابزار پیچیده ای لازم نیست تنها وجود مطهر تو کافی است......

انواع مدیتیشن

 

 

انواع مدیتیشن

از مشکل و رنج فرار کردن٬ آن را طولانی تر و مشکل تر می کند و مشکل و رنج بصورت پیچیده تری٬ در جای دیگری از زندگی ظهور خواهد کرد پس : باید به قلب مشکل و رنج رفت٬ از آن استقبال کرد٬ آن را پذیرا شد٬ تا تمام شود (همچنانکه حضرت مسیح٬ بر روی صلیب٬ دستهایش را به علامت "آغوش باز" برای پذیرا شدن از مشکلات باز نگه داشته است .)

از تعالیم بودیسم

 

مدیتیشن چیست؟

((مدیتیشن)) ٬ سُنّت جهانی است که منشاء آن به هزاران سال قبل از ظهور تمدّن امروز باز می گردد . دانش مدیتیشن٬ بطور لاینقطع و دست خورده ای٬ پس از هزاران سال باقی مانده و در طی اینکه از نسلی به نسل بعد منتقل شده٬ آزمایشهای خود را پس داده است .

باقی ماندن دانش ((یوگا)) پس از هزاران سال، بدلیل کیفیت های سادگی، مردم پسند بودن و شکیبائی دانش است . مدیتیشن واقعی، رهائی از پنجه های حواس پنجگانه و ذهنیات است . مفهوم مدیتیشن، ماورائی بودن  (Transcendental)می باشد و این لغتی عام است که زیبائی مدیتیشن را ابلاغ میدارد .

مفهوم مدیتیشن،  (transcend)کردن همه ترسها، خواسته ها، امیال و احساسات منفی است .در نتیجه مدیتیشن، مدیتیت کننده، خود را با خود بزرگ، که سرشار از سرور است، یکی می بیند .در این تجربه ماورائی، آگاهی در مورد ((جسم، ذهن یا دوئیت))، وجود ندارد و تجربه کننده، با دانش و موضوع مورد تجربه، یکی میشوند (تجربه ریشی، دواتا و چانداس) .

چرا مدیتیشن کنیم؟

بدون کمک مدیتیشن، نمیتوان به دانش مربوط به خود رسید .

بدون مدیتیشن، بشر نمی تواند به سطح کمال و فرشته بودن خویش دست یابد .

بدون کمک مدیتیشن، فرد نمی تواند خود را از بند ذهنیات آزاد کند و به رهائی، فنا ناپذیری یا جاودانگی دست یابد .

مدیتیشن، تنها راهی است که فرد را به رهائی میرساند .

مدیتیشن، نردبان اسرار آمیزی است که فرد را از زمین به بهشت، از اشتباه به حقیقت، از تاریکی به روشنائی، از درد به سرور، از بیقراری به صلح و آرامش، از جهالت به دانش و از فنا به زوال ناپذیری میرساند .

سوآمی شیواناندا ( کتاب سرور الهی)

من که هستم؟ هدف من از زندگی کردن چیست؟ چرا برخی از انسان ها زندگی راحت تر و برخی زندگی مشکلتری دارند؟ از کجا آمده ام و به کجا می روم؟

اینها سوالات کلاسیکی هستند که تقریبا همه انسانها، در مراحل مختلفی از زندگی با این سوالات روبرو می شوند .

برای یافتن پاسخ این سوالات :

برخی از انسان ها، در تمام زندگی تلاش می کنند .

برخی دیگر، چنان گرفتار مشکلات روزمره زندگی هستند که فرصتی برای اندیشیدن به این سوالات باقی نمی ماند .

برخی جواب این سوالات را می یابند و زندگی شان غنی و سرشار از رضایت است .

مفهوم زندگی را می توان با رفتن عمیق به درون خویش دریافت؛ ولی کسانی که سخت گرفتار مسائل زندگی روزمره هستند، به ندرت فرصتی می یابند که لحظه ای توقف کنند و به آنچه که در درونشان می گذرد نظر بیفکنند . این افراد به ندرت متوجه هستند که ذهن به طور دائم، توسط آنچه که از راه حواس پنجگانه دریافت می شود، بمباران می گردد . و این بمباران ذهنی ادامه می یابد تا زمانی که به دلایلی فرد متوجه گردد که چاره ای جز توقف نیست و باید توجه نماید که چه بر زندگی اش می گذرد . مدیتیشن، تمرینی است که توسط آن فرد بطور دائم ناظر بر ذهن خویش است و باینوسیله از آنچه که در درونش می گذرد آگاه خواهد بود .
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 15:34  توسط ناهید  | 

پایه های مدیتیشن موفق

پایه های مدیتیشن موفق

راه مدیتیشن که از چهار طریقت راجایوگا، کارمایوگا، جنانایوگا و باکتی یوگا ریشه می گیرد، راه مقدسی است. در این دانش، مخلوطی از دانش، مذهب، فلسفه، روانشناسی و سلامت در هم آمیخته اند. بشر قرن ها و اعصار متمادی و هزاران سال است که دانش مدیتیشن را مورد استفاده قرار داده است. در این دانش همه چیز بر اساس دیسیپلین خاص و تمرین منظم و مداوم قرار دارد.

در دانش یوگا، تنفس خاص (پرانا یاما)، تمرین های بدنی خاص (یوگا)، آرامش بخشیدن خاص، تغذیه خاص و مثبت فکر کردن، پایه های مدیتیشن موفق را تشکیل می دهند. در کسانی که تصمیم جدی برای رهائی دارند، رفتار صحیح، بدن سالم، تنفس منظم و کناره گیری از حواس پنجگانه از اصول اولیه می باشد.

هشت اصل راجایوگا که قدمهای تدریجی به سوی موفقیت هستند عبارتند از :

1) یاما (پرهیزکاری)؛

2) نیاما؛

3) آسانا (حرکات بدنی)؛

4) پرانایاما (کنترل تنفس)؛

5) پراتیاهارا (بازگرفتن و پس زدن حواس پنجگانه)؛

6) دهارانا (تمرکز)،

7) دایانا (مدیتیشن)،

8) سامادی (مرحله ای که ذهن به آگاهی مطلق رسیده است).

پنج مورد اول، پایه های تمرکز را تشکیل می دهند :

1)یاما : شامل یک سری از اوامری است که مشابه با ده فرمان حضرت موسی می باشد. این اوامر عبارتند از :

{صدمه نرساندن به موجودات جاندار؛

گفتار و کردار صادق و پاک (همچنانکه زرتشت گفته است : گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک، که مسلما اگر پندار نیک باشد؛ گفتار و کردار نیز نیک خواهد شد)؛

ندزدیدن که شامل ندزدیدن از کار و طمع کار نبودن نیز می باشد؛

تصفیه کردن و تصعید انرژی سکسی}

1) نیاما : که شامل : نظافت بدن و محیط اطراف؛ رضایت و خشنودی از آنچه که خداوند داده است و سپاسگزار بودن از شرایط موجود (خدایا راضی ام به رضای تو)؛ کنترل حواس پنجگانه؛ مطالعه کتاب های روحانی؛ تسلیم شدن به خواسته های الهی (خداوند مرا آن ده که آن به...حافظ)

*مجموعه یاما و نیاما موجب ایجاد خصوصیات اخلاقی و رفتاری بالائی خواهد شد و بر اثر آنها ذهن تصفیه شده و برای مدیتیشن عمیق آماده می گردد .

3) آسانا (حرکات بدنی)

وجود بدن قوی و سالم نیز برای سالک ضروری است و چنانکه گفته اند، عقل سالم در بدن سالم است. برای ذهن باثبات، بدن محکمی نیز لازم است؛ به عنوان مثال، برای کسی که از درد زانو یا درد پشت رنج می برد، راحت نشستن برای مدیتیشن میسر نمی باشد. برای آنکه فرد در طی مدیتیشن، تجربه ماورائی را داشته باشد، ضروری است که بدن را فراموش نماید و در صورتیکه رنج و درد بدنی موجود باشد، چنین تجربه ای میسر نیست. همچنین برای گذراندن تجربیات و پدیده ها و تغییرات ذهنی که در طول تمرین پیش می اید، بایستی سیستم عصبی قوی بوده باشد تا کشش کافی برای گذراندن این قبیل تجربیات را داشته باشد. همچنین ممکن است که در طی مدیتیشن؛ تجربیات کهنه و منفی رو بیایند و در موارد نادری نیز؛ فرد این خاطرات را به صورت مجسم ببیند. فرد ضعیف ممکن است از ادامه تمرین سر، باز زند، در حالی که افراد قوی پایداری می کنند و با این جلوه های ضمیر ناآگاه، مقابله می نمایند. بدیهی است که با ادامه مدیتیشن، این بارهای منفی انباشته شده در ناآگاه یا خستگی ها، مانند زباله هائی که توسط جارو جمع شده باشند، به دور ریخته می شوند و به خارج از وجود فرد رانده شده و وجود فرد روز به روز پاک تر، مصفا تر و مسکن زیباتری خواهد شد.

تمرین تمرکز و مدیتیشن، فقط در صورت وجود ذهن و جسم سالم عملی است

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 15:27  توسط ناهید  | 

ادامه مطلب...

 

آسانا (حرکات بدنی)، بدن و سیستم عصبی را قوی و قابل انعطاف نگه می دارد و جریان انرژی حیاتی در بدن را بلامانع می سازد.

4) پرانایاما (کنترل تنفس)

کنترل تنفس نیز مانند آسانا بسیار مهم می باشد. به خاطر آورید که وقتی می خواهید صدای بسیار آهسته و ضعیفی را بشنوید و تمرکز می کنید، تنفس متوقف می شود. ذهن و نفس مانند دو روی یک سکه از هم جدائی ناپذیر هستند :

وقتی ذهن آشفته است، تنفس نامنظم می شود؛ وقتی تنفس آرام است، ذهن آرام می شود.

پرانایاما؛ روش یوگیان برای کنترل تنفس می باشد و به منظور ثبات بخشیدن و آماده کردن ذهن برای تمرکز، از این روش استفاده می شود.

5) پراتیاهارا (کناره گیری از حواس پنجگانه)

برای کاستن از جریان های خارجی و اتلاف انرژی های ذهنی، حواس پنجگانه را باید مهار نمائیم. یک پهارم از انرژی ما برای هضم غذاها مصرف می شود و انسانها غالبا غذا را برای لذت چشائی مصرف می کنند و به کیفیت غذاها آنچنان اهمیتی نمی دهند.

راه درست در این زمینه، پیروی از تغذیه گیاهی و سالم، با استفاده از سبزیجات و میوه جات می باشد. انواع حبوبات و دانه ها همراه با بادام، گردو، فندق (مغزها) و شیر و لبنیات، احتیاجات بدن را کاملا تامین می نمایند.

همچنین مقدار زیادی از انرژی ذهنی و جسمی، صرف صحبتهای غیر ضروری می شود. کنترل زبان و یاد گرفتن تجربه سکوت، بسیار ضروری است (حداقل برای یک تا دو ساعت در روز؛ از این تجربه استفاده نمائید و بتدریج به این مدت بیافزائید).

پراتیاهارا یا کنترل حواس پنجگانه، نوعی روزه گرفتن ذهن می باشد. ذهن وابستگی های زیادی با حواس پنجگانه پیدا کرده است که به طور غیر سالمی، ذهن را تغذیه می نمایند. حواس پنجگانه بدون همکاری ذهن، تجربه ای را ابلاغ نمی نمایند.

در پراتیاهارا از تماس حواس پنجگانه، با آنچه که غیر ضروری است، جلوگیری می شود؛ به عنوان مثال اگر موسیقی یا برنامه تلویزیونی موجب آشفتگی ذهن می شود، باید بلافاصله آن موزیک یا برنامه تلویزیونی قطع شود (متاسفانه اغلب افراد توجهی به این امر مهم ندارند و نمی دانند که با نگاه کردن به برنامه ها و فیلم های غیر سالم یا وحشتناک و گوش گوش دادن به برنامه ها یا موزیک های ناسالم، چه لطمه بزرگی را به سلامت جسم و روان خود وارد می آورند).

با کناره گرفتن ذهن، حواس پنجگانه نیز کناره می گیرند. برای واضح نشان دادن این نوع کنترل، تمرین تمرکز زیر را که یونی مودرا، می باشد انجام دهید :

به کمک انگشتان دو دست، چشم ها، بینی، دهان و به کمک شست ها، دو گوش را بپوشانید؛ به این ترتیب اعضائی را که موجب تفرقه خاطر می شوند، مسدود کرده اید. به این ترتیب توجه از خارج آزادمی شود و آنچه باقی می ماند، اصوات درونی یا آناهاتا خواهد بود.

پس از پیشرفت و موفقیت نسبی در پنج مورد فوق، فرد برای تمرین تمرکز آماده است و تمرکز خود مقدمه ای است برای مدیتیشن و سامادی.

تمرین فقط شامل یک یا دو ساعت نشستن در اطاق آرامی نیست، بلکه تمام جنبه های زندگی را به نحوی که گفته شد شامل می شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 15:11  توسط ناهید  | 

مانترا چیست؟

 

مانترا چیست ؟

مانترا انرژی پنهانی است که در لفاف صدائی پیچیده شده است. در تانترای هندو، کلمه، صوت و مانترا، اجزاء لاینفک از فلسفه تکاملی می باشند.

ارتعاشات مانترا (صدا)، مستقیما بر روی چاکرا ها یا مراکز انرژی در بدن اثر می گذارند و در نتیجه موجب ثبات ذهن شده و سکون را در طی مدیتیشن به وجود می آورند.

هر مانترا در درون ارتعاشاتش قدرتی را پنهان دارد. با تمرکز و تکرار هر مانترا، انرژی موجود در آن استخراج می شود و فرم می گیرد.

از طریق جاپا یا مانترا یوگا، از قدرت موجود در مانترا به منظور خاصی استفاده می شود.

هر مانترا از مخلوطی از صداها که از 50 حرف از الفبای سانسکریت مشتق می شوند، ساخته شده است. زبان سانسکریت را به عنوان دواناگاری، یا زبان خدایان شناخته اند. سیج های باستانی که به درجات بالای آگاهی دست یافته بوده اند، از انرژی نهفته موجود در صداها به خوبی مطلع بودند و از مخلوط اصوات برای ایجاد ارتعاشات خاص، استفاده می کرده اند. به طوری که مصطلح است، این ارتعاشات می توانند کوه ها را جا به جا کنند.

یکی از تئوری های ساختن پیرامید ها(اهرام)، این بوده است که مصریان اولیه بر اساس استفاده از ارتعاشات صوتی، قادر بوده اند صخره های بزرگ با ابعاد بسیار حجیمی را جا به جا کنند.

اینکه آیا چنین شاهکاری مربوط به کنترل صداست را دانش معاصر هنوز پاسخ نگفته است؛ با این همه شکی نیست که صوت اثرات قطعی و پیش بینی شده ای را بر جسم و روان انسان باقی می گذارد. مثال واضح در این مورد، اختلاف بین موزیک کلاسیک و جاز می باشد. موزیک کلاسیک موجب آرامش می شود، در حالیکه موزیک جاز موجب تهییج حواس می گردد.

در سطوح ظریف تر آگاهی، از مانترا های مختلف به منظور های خاصی استفاده می شود.

مهمترین اختصاصیت مانترا ها اینست که موجب تمرکز ذهن بر روی قدرت مطلق می شوند و انرژی روحانی را در چاکرا های بدن آزاد می کنند.

مانترا وسیله ای است برای ارتباط فرد با خود بزرگ

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 15:10  توسط ناهید  | 

صوت به عنوان انرژی

صوت به عنوان انرژی

در تئوری یوگی ها، فکر، فرم و صوت همه یکی هستند؛ هم چنانکه بخار، آب و یخ هر سه دارای یک طبیعت می باشند.

فکر، فرم و صدا جنبه های مختلفی از طول موج خاصی هستند. به عبارت دیگر انرژی ارتعاشی واحدی هستند که در طی گذشتن از سطوح مختلف آگاهی به وجود می آیند.

استفاده از زبان موجب تجزای فکر به کلمات می شود و با شنیدن کلمات، مجددا در ذهن شنونده به فکر تبدیل می شود.

زبان ها معمولا نارسا هستند، به طوریکه اگر جمله ای را از زبانی به زبان دیگر ترجمه کنند و مجددا همان جمله را از زبان دوم به زبان اصلی برگردانند، معمولا ایده ای بسیار متفاوت و به دور از ایده اولیه حاصل می شود.

صوت و فکر در دو انتهای چهار مرحله اساسی قرار دارند که صوت در یک انتها و فکر در انتهای دیگر طیف واقع شده اند.

چهار مرحله عبارتند از :

مرحله اول : وِیک هاری : این مرحله واقعی ترین مرحله تفکر است. در این مرحله، فکر به اسم و فرم دلالت می کند.

نام، همان موج فکری است و این دو از هم جدا نیستند.

وقتی نام گربه تلفظ می شود، فرم گربه به چشم می آید و بر عکس با دیدن گربه، نام آن به خاطر می آید. با این همه هرچه نامی تخیلی تر باشد (مانند نام خدا)، به نظر آوردن آن مشکلتر است.

مرحله دوم : مادهیاما : در این مرحله، گوینده یا نویسنده، فکر را به صورت کلمات ارائه می دهند. این کلمات توسط شنونده به فکر تبدیل می شود. در عین حال ذهن شنونده با افکار خاصی مغشوش می باشد، به اینجهت است که فرستادن افکار به صورت کلمات، معمولا موجب سوء تعبیر و گمراهی هائی می شود (شاید یکی از دلایلی که ادیان شاخه های مختلف پیدا کرده اند و یا آنچنانکه باید موفق نبوده اند، نیز عدم درک صحیح از پیام ها بوده است. برگزیدگان از سطوح آگاهی بسیار بالای خود صحبت کرده اند-مترجم) (به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک-حافظ)

مرحله سوم : پاشیانتی : یا صدای قابل رویت. مرحله سوم تله پاتی می باشد که فرد می تواند فرم فکری را حس نماید. این مرحله، مرحله کیهانی است و در این سطح همه افکار صرفنظر از زبان یا ملیت شکل می گیرد. تجزائی بین فکر، نام، و فرم وجود ندارد، همان طوری که اگر افرادی از ملیت های مختلف به گل واحدی نگاه کنند، فکر مشابهی را در مورد آن گل در سطح غیر کلامی تجربه می نمایند.

در مرحله تله پاتی فکر می تواند به هر جائی در یک لحظه کند.

مرحله چهارم : مرحله پارا : مرحله چهارم بالاترین مرحله است و این مرحله، مرحله ترنس سندنتال می باشد. این مرحله از طول موج خاصی ساخته شده و بالاتر از هر نام و فرمی می باشد. مرحله پارا؛ مرحله غیر متغیر و ریشه تمام زبان هاست و انرژی خالص (شاکتی) می باشد.

مرحله چهارم به سابدا بِرَهمان مربوط می شود که ارتعاش الهی است و همه را به هم پیوند می دهد.

در مرحله تِرَنس سِندِنتال؛ همه چیز درهم ادغام می شود. این مرحله فکر یا ارتعاش که در طی مدیتیشن قابل دسترسی است را اصطلاحا خدا می نامند.

تکرار مدیتیشن (جاپا)، موجب هدایت فرد از پائین ترین مرحله به بالا ترین مرحله می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 15:8  توسط ناهید  |